تبليغاتX
دسته تبرنامه
Image and video hosting by TinyPic

تمثال مبارک تیرداد تبرزاده در حال تبرزدن ِ درخت ِ خبر

بنده همان طور که می دانید تیرداد تبرزاده هستم. "تبر" زاده مرا از خبر و من از بدو تولد در کار خبر بوده ام. کسانی که از نزدیک مرا می شناسند جای تبر را روی پیشانی من دیده اند و می دانند که من ارادت خاصی به حضرت تبر دارم. جد بزرگوارم تبرالاسلام همواره می فرمود در راه تبر بکوشید تا خوش خبر باشید و من در راه خبر همواره کوشیده ام و قضاوت با شماست که آیا خوش خبر بوده ام یا خیر؟




دسته‌تبرنامه خوانان

مايندموتور
نگاتيو
تفنگ
مادام ركاميه
برگردان
كافه خودمونى
نشريه دانشجوى پرومته
رونوشت‌ها
منطقه مرده


خبرگزارى‌ها

آزادى - برابرى

هفتان

راديو زمانه

بى‌بى‌سى فارسى

ايسنا

ايرنا






دوستان عزيز با عضويت در خبرنامه در ائتلاف دسته تبرنامه براي آزادى متحد شويد






Powered by WebGozar







87/04/25:دعوت به تشريح مسئله


به گزارش فرزين تبرزين، از ايشان ِ پريشان ِ مملكت دعوت شده هم كتبن و هم شفاهي و نيز قلبن، مسائل را تشريح كنند. به گزارش فرزاد، ايشان ِ پريشان (كه همه به اتفاق آرا مفتخريد كه چه كسي است) ديشب در كنفرانس خبري ِ خصوصي ِ زنده‌اي كه در يك مكان رو باز و با زمينه‌ي درخت و گل و جيرجيرك هم بود، نبود؟ و ايشان با صداقت تمام ابراز كردند كه براي تشريح مسائل كاملا آماده‌گي دارند. بودجه‌هاي فرهنگي سرسام‌آور شده با ضمانت سام‌سرويس! بودجه‌ي علمي هم و لا غير, واين در حالي است كه در اجلاس نيويورك هم شركت خواهند كرد و ملت بايد بداند كه دسته‌بندي اين شركت‌ها الكي است. ايشان تصريح كردند كه الكي است، آن‌ها پول مي‌گيرند شما را مي‌آورند اول، اگر پول نگيرند شما را مي‌برند آخر! به اين دليله كه هيچ كدوم از دانشگاه‌هاي ما در ليست دانشگاه‌هاي برتر ِ دنيا نيست! و سپس افزودند من در اجلاس نيويورك شركت كرده و تشريح خواهم كرد، مسئله را باز خواهم كرد، چرا كه التماس كرده‌اند تو را به خدا تشريح كنيد! التماس كرده‌اند چون موشك‌هاي ما را ديده‌اند رفته‌اند پوشك ِ تازه خريده‌اند، (مجري: از ترس خودشان را خيس كرده‌اند؟) بله دقيقن و من تشريح خواهم كرد.


نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/04/17:آيا خواندن قرآن آمار مطالعه را بالا مي برد؟


به گزارش سيد تبر تبارك الله، احسن الخالقين در جمعي گفته بود كه خواندن قرآن و ادعيه و مفاتيح الجنان و صحيفه ي سجاديه و امثالهم نيز در زمره ي مطالعات روزانه ي ايراني ِ مسلمان دسته بندي مي‌شود. چرا كه حافظ نيز قرآن زبر بخواني در چهارده روايت. ما هم دمر بخوابيم در چهارده حالت و سرانه‌ي مطالعه‌ي خود را در دامان وحي الهي نهيم و به خوابيم يعني بخوانيم.


نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/04/01:سرمقاله


سرمقاله‌اي عاشق

در باب خلايق هرچه لايق



دست از دست بشويد و گل‌هاي شقايق را سوار قايق كنيد و بفرستيد آن جا كه جاي خوبي است براي ظهور آقا و خانم بچه‌ها. ما هم منتظريم و منتظران را دوست داريم. چشمان نگران را دوست داريم. ما هم مي‌خواهيم معاون دانشجويي دانشگاه زنجان باشيم. كنار جانان باشيم. ما هم مي‌خواهيم با گرم شدن هوا، امنيت اجتماعي را در خيابان‌ها بين خانم‌ها و دخترخانم‌ها توسعه دهيم. ما هم مي‌خواهيم رئيس باشيم. حراست دانشگاه باشم. قاطي دوستان گمراه باشيم. ما هم مي‌خواهيم از ما فيلم تجاوز بسازند. ما هم مي‌خواهيم اورانيوم غني‌سازي شده داشته باشيم (زير بالش‌هاي روغني‌مان). ما نمي‌خواهيم فقط در تحريم گسترده و فلاكت بار و قطع برق، سهيم باشيم. ما نمي‌خواهيم فقط گراني را روي گرانيگاه ِ ران ِ طرف گذاشته و بماليم تا آب‌مان بيايد از چشم. ما هم مي‌خواهيم در همه چيز سهيم باشيم. ما هم مي‌خواهيم دزديده شويم. ما هم هاله مي‌خواهيم. ما هم حوله مي‌خواهيم. ما هم نوحه و سينه‌زني در راه بيوه‌زني مي‌خواهيم كه صيغه نمي‌كند بلكه تيغه مي‌كند. ما گيوه به جاي ميوه نمي‌خواهيم. ما ميوه به جاي بي‌ام‌وه نمي‌خواهيم. ما بي‌ام‌وه به جاي خبرگزاري آزاد دسته تبرنامه نمي‌خواهيم. ما هم دسته مي‌خواهيم، هم تبر مي‌خواهيم. ما هم خطر مي‌خواهيم. ما دو به هيچ به نفع قطر نمي‌خواهيم . ما هم لامپ كم مصرف مي‌خواهيم. ما هم چند خواننده‌ي عنكف مي‌خواهيم.

شير بيشه‌ي تيشه: تيرداد تبرزاده



نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/03/15:احتمال اعتلاف او با ما

 

در حاشيه‌ي خاروبار ِ بين‌المللي كه عازم رم شد، گرسنگي ِ مواد ِ غذايي گم شد! من چه سر سبز و مقوي‌ام امروز، و گزارش مي‌كنم كه احتمال اعتلاف ِ او با ما بسيار است، (در انتخابات اخير امريكا،) چرا كه دموكرات‌ها تصميم گرفته‌اند نامزد نهايي را نشانه‌اي به رهايي. و در اين ميان در صورت اعتلاف، ديگر هيچ راي‌اي اتلاف نخواهد شد و هیچ دموکراتی علاف و رای همه در سبد ِ دموكرات ِ جمهوري، خواه ناخواه، ريخته خواهد شد. و اين پيش‌بيني ِ دسته تبرنامه است كه به وقت‌اش مفصّلن پرده‌برداري به عمل خواهد آمد. اين در حالي است كه گراني ِ مواد ِ غذايي و اجلاس ِ بين‌المللي خاروبار، در شرف ِ سرمايه‌گذاري است، تا شايد بتواند بحران ِ پيش ِ رو را پشت كوه بيندازد. تحت‌الشعاع ِ اين كنفرانس، توزيع عادلانه‌ي غذا نيست ايهاالناس!

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/03/11:اعتراف زير لحاف

 

كسي كه خود را به ناتواني‌اش در مهار تورم اعتراف كرد، سرش را زير لحاف كرد و گوزيد! به گزارش تيرداد تبرزاده، كه شخصا اعزامي ِ الزام ِ محل بوده‌اند، هوا صد در صدد مهار تورم ِ به گند كشيده شده است و لحاف هم لاف مي‌زند! چيزي كه بارز است تا حدي عارض است و توطئه‌ي مذكور را نقش بر لحاف خواهد كرد. اين مقام ِ اعترافي تصريح كردند كه دورغ‌پردازي‌ها برنامه‌هاي دولت را گـايـيده و حتا زمان آن فرا رسيده كه اين دولت ِ گـايـيده از نهاد ِ ساييده‌ي خود فرياد برآورد كه قدقدقدرت جهاني، عرصه را پراني كرده بر ما و ما خواهيم توانست. اين در حالي است كه نرخ سود بانكي 10 درصد و سخنگوي دولت هم اقدامات لازم را براي خريد مسكن، خريده‌اند. اما تا حالا كه تغييري در حساب ِ جاري نديده‌اند.  

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/03/03:سخنراني تيرداد تبرزاده در جمع تبرنگاران ِ ايثارگر ِ فتح خرمشهر

 

...

روزي كه ايران عرصه‌ي جنگ‌افكني ِ دشمن ِ غاصب ِ صهيونيست مآب، يعني صدام بود، مادرم صدام كرد و گفت نمي‌خواي بري جبهه؟ بعد اين تصوير آمد در ذهنم كه عده‌اي جوان دارند بند ِ پوتين‌هاي‌شان را محكم مي‌كنند. تصوير دردناكي بود. من آن موقع ده سالي بيشتر نداشتم و يكي دو سالي بود كه توسط ِ اطرافيان مورد سوء استفاده‌ي جنـسـي قرار مي‌گرفتم، هنوز نمي‌دانستم جنگ چيست، تانك چيست، دشمن كيست، خوراكي است يا اسباب بازي است، در كل بچه بودم. انقلاب را به سختي به خاطر مي‌آورم. آن بر مي‌گردد به قبل از سوء استفاده‌هاي جنـسـي‌اي كه از من مي‌شد، بنابراين اصلا به خاطر نمي‌آورم. خاطره‌ي جنگ هم براي اين در ذهنم مانده، كه چند شب از آن شب‌هاي خاموشي، قرين شده بود با همان سوء استفاده‌هاي مذكور، بنابراين در خاطرم ماند. ما آن زمان عاشق فوتبال بوديم، وقتي مي‌گفتند خرمشهر را زدند، فكر مي‌كرديم خرمشهر هم يك تيم است مثل صنعت نفت، مثل اين‌كه كسي بگويد استقلال اهواز را زدند! اين براي ما هميشه جاي سوال بود كه اين خرمشهر چه تيمي است كه ما تاحالا در ليگ برتر يا بدتر اثري از آن نديده‌ايم. تا يكي از همان شب‌هاي خاموشي كه گفتند محله‌ي ما را زدند. محله‌ي ما اصلا تيم فوتبال نداشت، آن شب بود كه فهميديم موشك چيست و با آن موشك‌هاي كاغذي كه ما مي‌ساختيم خيلي تفاوت دارد.

حالا فكر مي‌كنيد چه كسي توانست اين آگاهي را به بقيه، يعني هم‌سن و سالان ِ من منتقل كند؟ ماهايي كه به نوعي از فضاي جنگ دور بوديم. بله درست حدس زديد! اين وظيفه‌ي خبرنگاران ِ فداكاري بود كه در ميدان ِ جنگ، گلوله مي‌خوردند و خبر مي‌آوردند. واين سرمشقي شد براي دسته تبرنامه كه همواره در عرصه باشد. اين‌كه دشمنْ متجاوز باشد يا هوگوچاوز باشد، يا امريكاي امپرياليست باشد يا جمهوري ِ فاشيست باشد فرقي ندارد كه دوست باشد يا دشمن هم نباشد، بلكه مهم عرصه‌اي است كه خبر در آن به تبر تبديل مي‌شود. آن وقت تنها جرعه‌اي كياست و ممارست ِ يك تبرنگار لازم است تا اين‌كه خبر به دسته تبري تبديل شود آماده‌ي انتقال به ديگري، منظورم از ديگري همان مخاطبان هستند. مخاطباني كه در بطن ِ خانه‌هاي‌شان شايد تنها خاموشي را تجربه كنند و شايد تنها مورد سوء استفاده‌ي جنسي باشند، اما بايد بدانند كه عامل همه‌ي اين‌ها كسي نيست جر حامل ِ همه‌ي اين‌ها! و ما وقتي دسته تبر را حواله مي‌كنيم، تنها نارضايتي نيست كه استحاله مي‌كنيم، اين كار ِ ناقدان ِ بي‌مصرفي است كه شايد قرص ِ معده‌اي بيشتر نباشند براي رفع ِ نفخ ِ شكم. كار ِ ما شايد كار ِ جيرجيركي است كه به جاي جيرجير كردن مي‌گوزد، كار ِ ما شايد كار ِ ترامادولي است كه نشئگي را سهل‌الوصول مي‌كند براي توده‌هاي فضول. كار ِ ما نيست آگاه كردن ِ توده‌ها، كار ماست نا گاه كـردن ِ توده‌ها. تا در خاطرشان بماند. در مقابل ِ توده‌هاي آلزايمري، چاره‌اي نيست جز گوساله‌ي سامري!  

...

در آخر مي‌خواهم يادآوري كنم كه خرمشهر را خدا به گـا داد و خدا خودش هم آزاد كرد (از گـا گرفت)، و شايد ده سال ديگر هم خدا خودش آن را آباد كند. پس به خاطر داشته باشيد كه انقلاب ِ تبرهاي ما در راه است، انقلابي كه نه خدا آن را خواهد كرد و نه خدا آن را به گـا خواهد داد و نه خدا آن را از گـا خواهد گرفت، پس بياييد در اين راه بكوشيم كه حامي ما نه خدا خواهد بود و نه خرما، تنها تبر ِ ما خواهد بود كه آن‌ها را به گـا خواهد داد، مشروط بر اين‌كه در دستان ِ ما به دسته‌تبر تبديل شود. دسته تبري براي تمام ِ فصول، براي شكستن ِ شاخ ِ غول. السلام عليكم و يحتملُ التبر ِ التابرين، بحق ِ سيدنا تبرالاسلام و آله ِ الطاهرين.

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/02/31:به بهائيان بها بدهيد، به تبرزيان دوا بدهيد

 

در اقدامي با سابقه اما مشكوك، چندتن از بهائيان ِ مرتد و خلاف ِ امنيت ِ مملكت دستگير شدند كه به گفته‌ي مسئولان در ابهام قرار دارد. به گزارش يك مقام ِ ناآگاه ِ گمراه، اين بهائيان همان عاملان بمب‌گذاري در حسين‌سينه‌ي انفجار ِ دارالفجار ِ شيراز بوده‌اند، كه نخواستند فاش شود و فحش دادند كه احتمال بمب‌گذاري ِ مذهبي از همان اول بود كه بود اما نبود؟ پس چرا انكار كرديد و حادثه را ترقه پنداشتيد؟ مگر شما مترقي نيستيد و نمي‌خواهيد قله‌هاي ترقي را قرقي‌وار سياحت كنيد؟ حالا كه سوء استفاده مي‌كنيد، به عاملان عمل كنيد! اگر عملي نيستيد، در اتاق بغلي باشيد تا سولانا از ايران ديدار كند و بسته‌هاي پيشنهادي را چشم‌بندي كند. شماهايي كه دسته‌هاي پيشنهادي ما را با بي‌شرمي ِ تمام اهتمام مي‌كنيد و مي‌پنداريد كه ريده‌ايد؟ اين چه ژاژ است و چه بيش‌اندازه‌اي است، در گريبان خدا شمپانزه‌اي است گويا، كه آرايشگاه‌هاي مردانه را تحت ِ نظارات در مي‌آوريد! مگر مردها زن هستند كه مدل غربي مي‌پرستند يا شايد دكمه‌ي بالايي را نبسته‌ام كه گير مي‌دهي؟ اين خبرگزاري عاملان را دسته‌بندي مي‌كند و گشادتر از پيشنهاد، به پيشگاه ِ سولانا پيشاب[1] مي‌فرستد، تا روز ديدار مولانا و شمس را جهاني كنند. و از شاهنامه‌ي بايسنقري مگر باقرتر كسي نبود كه در روز ِ موزه [museum] رونمايي مگه موزه [2] كه دست ِ شمپانزه روي حوضه؟ و اجلاس ِ دوحه در قطر هم براي قاطر سواري خوب است.

 

تبرنگار دردمند: برزو تبرزيان

 

[1]: پيشاب : شاش

[2]: موز+ ه ، به معني «موز است» مي‌باشد، با موزه اشتباه نگيريد!

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/02/28:دست‌هاي شيطاني دسته بر آب شدند

 

به گزارش سيما ايستاده، تبرنگار نفوذي و مقرّ ِ سازمان ِ ملل ِ گمنام، اقدام حسينسـينه‌ي شيراز نه تنها تروريستي، بلكه توطئه‌اي همه جانبه از جانب ِ همه، به ويژه استكبار جهاني، مخصوصا امريكا، بريتانيا و اسرائيل بوده است. سازمان ِ بااطلاع ِ سيار (همراه اول و آخر)، تااطلاع ِ ثانوي اعلام كرده است كه بر اساس شواهدي كه از اين دست‌هاي شيطاني ِ تروريستي به دست آمده است، آن‌ها كاملا بي‌دين و مذهب مي‌باشند و قصد داشته‌اند مردم ِ بي‌دفاع ِ مقدس را بكشند و رعب ايجاد كنند، آن‌ها اصلا با سران و پسران ِ مملكت كار ِ خاصي نداشته‌اند، هدف دختران، فتانه‌ها و حسيسـينه‌ها بوده است. طبق اسناد بدست آمده، از جمله اهدافي كه قصد داشته‌اند مورد بمب‌گذاري بگذارند، يكي كارخانه‌ي شير و لبنيات ِ پگاه و شيرآوران بوده در استاني كه نامش فاش نشد و ديگر حمله‌ي انتقامي به دفتر دسته تبرنامه، به دليل موضع‌گيري شجاعانه‌ و بي‌سابقه‌ي اين تبرگزاري در برابر ِ امپرياليست ِ بين‌المللي، در برنامه‌ي آتي آن‌ها قرار داشته و شكر خدا نقش بر آب شد. ناگفته نماند با كشف اين مدارك، ما نيز مدارج عاليه را پيموده و بسيار شفاف بوده كه احتمال مذهبي بودن ِ اين بمب‌گذاري مردود و منتفي است. تبر ِ مقدس دشمنان ِ اين تبرگزاري را اول به راه ِ راست و اگر نشد براي آن‌ها راست كند. و ديديم كه تبر ِ خدا صدا ندارد.

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/02/14:سرمقاله

 

سرمقاله‌اي گوزيده

در اين روزهاي بوزينه

 

 

هر گوزي كه جهاني زده شود، گوز بزرگي خواهد بود، اما گوز ِ بزرگ نشانه‌ي نزدن است! اين گوزها كه گوزها از پشت ِ گوزها مي‌آيند و مي‌روند، و گوزهاي جهاني يكي بعد از يكي ديگر، و فيمابين آن‌ها نيز گوزهاي داخلي هم هستند كه چاكر ِ دربستند، چه مي‌توان كرد تا گوز ِ بزرگي زد؟ وقتي صداخفه‌كن‌هاي داخلي، گلوي ِ گوزهاي ِ ما را مي‌فشارند، چرا طوري نگوزيم كه صداخفه‌كن هم بگوزد، يا به عبارتي چطور بايد بگوزيم؟ گوزيدن آدابي دارد كه بايد رعايت نكنيم، بل عنايت كنيم به شوق ِ لبيك ِ توالت و حماقت كنيم تا احمق ما را فرض نكنند، اين تدبيري است كه بايد از هردمبيلي بيرون بكشيم و باهم بستي بكشيم، نظرت چيه؟ وقتي گوز ِ كارگران خفه مي‌شود، چرا طوري نگوزيم كه خفه نشود؟ وقتي گوز ِ جهاني مطبوعات ِ الكلي هم بدون الكل مي‌شود، بايد احمقانه بگوزيم و گوز از نو گوزيدن از نو! بايد گزينه‌ي ديگري را بگوزيم كه در گوز ِ جهاني هم گوز ِ بزرگ‌تري باشد، چيزي در حد ِ عمليات ِ كربلاي 5! چاره‌ي كار دسته تبري است كه گوزي تبردارتر از علمدار است و در هيئت عاشقان ِ مبارك حتا نمي‌گنجد، چه رسد در گنجه‌ي جهان ِ بوزينه. آري سيستم گوزيده و تنها يك گوز ِ چهار بعدي ِ عميق، چهارستون ِ سيستم را به ريغ مي‌اندازد. دريغ! ما در دفتر دسته تبرنامه گوزهاي شيميايي زيادي داريم، كه براي حقوق بشر و كشتار ِ جمعي خطرناك است. ما گوزهايي داريم كه هيچ بوزينه‌اي ندارد. حتا سخنراني شيراز و دختر شيرازي. ما گوزهاي‌مان را يك گوز ول خواهيم داد!

 

چشم‌ها را بايد شست، زور ِ ديگر بايد زد، گوز ِ ديگر بايد زد!

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]


87/02/08:آيا پرده‌ي قرمز، به همين پاره‌گي بود؟

 

به گزارش سيروس ابدي، عضو ِ برجسته‌ي سرويس ادبي دسته تبرنامه، شكايت هايي به شباهت هايي كه بين قصه ي پرده ي قرمز، نوشته ي يك نويسنده ي بسيار گمنام با فيلم به همين پاره‌گي به كارگرداني ِ كارگرداني گه‌نام وجود دارد و همه‌ي اين‌ها ناشي از مظلوميت زن ايراني است كه در آشپزخانه هم مظلوم ِ كربلاست! بنا به گهناي گزارش ِ مخاطره شده از مخابره، كارگرداني به اين گه‌نامي چه‌طور ممكن است نويسنده‌اي به آن گمنامي را بشناسد (و نكته دقيقا اينجا خفته كه اگر او نيز گه‌نام بود كه داستان‌اش سرقت ِ بي‌ادبي نمي‌شد پس و) كه هر شخص گه‌نامي از آن‌جا كه بايد گه‌نامي خود را توسعه بدهد به تمام مسطراح‌هاي وطن ِ خايـه‌پرورش (بالاخص سينماي مقدس ِ ايران، كه آينده‌اش از دور هم نزديك‌تر است، چون شكم‌اش از يك مشت نوابغ ِ شكلاتي خيك‌تراست) پس وقت ندارد كتاب ِ هر گمنامي را بخواند كه بر گه ِ نام‌اش خدشه وارد شود. مبادا! و اگر قصه‌ي آن گمنام شبيه فيلم اين گه‌نام است بايد نظرات تبربانو، كارشناس امور فمينيسم را جويا شويم.

 

تبربانو: به نظر من مظوميت زن ايراني از اين هم بيشتر است. همين كه افراد گه‌نامي به اين مسئله اشاره دارند ناشي از بسط ماجرا در دست عده‌اي است كه فكر مي‌كنند فمينيست پيست اسكي است و انگار از دهان كوسه‌ي مش حسن افتاده‌اند كه دارند حسين حسين مي‌كنند براي چيزي كه بيشتر مد مي‌دانند تا قدقد.

 

با تشكر از تبربانو و سيروس ابدي، ناگفته نماند كه اين سرقت ادبي هنوز در هاله‌اي از بي‌ادبي در حلبي باقي خوانده است. ما او را لخت كشف كرديم اما خداوند ساتر ِ عيوب است!

 

 

نوشته‌ى :تیرداد تبرزاده

[+][ ]




دوستاني كه تازه دسته‌تبرنامه‌خوان شده‌اند مي‌توانند دسته‌تبرنامه‌هاي پيشين را كه به صورت شمارگان منتشر مي‌شد، از لينك زير مطالعه كنند، باشد تا در زمره‌ي اصحاب تبر، رستگار شوند.

شمارگان پيشين



دسته‌بندى

یادداشت
فرهنگى
اجتماعى
سياسى
ورزشى
شمارگان پيشين



دسته تبرنامه به چند عدد تبرنگار صلولتي احتياج دارد







تبرنگاران:

 

تيرداد تبرزاده

(مدير مسئول و سردبير)

 

فرزين تبرزين

(كارشناس مسائل سياسى)

 

توران تبرزاده

تبر بانو

(كارشناس مسائل زنان)

 

خاور ميانه

تهمورث تبرنژاد

(كارشناس مسائل خاورميانه)

 

تمبر تبر آبادى

(كارشناس مسائل ورزشي)

 

اصخر تفنگ‌دار

(كارشناس همه‌چيز و هيچ‌چيز)

 

بهزاد تبرتبار

(كارشناس علوم اجتماعى)

 

دكتر تبرساز

(كارشناس مسائل هسته‌اى)

 

فرزان تبرزانى

(كارشناس مسائل شيطانى)

 

تبر تنها

(كارشناس تنهاى مسائل احساسى)

 

جقتاى تبرزف

(كارشناس مسائل روسيه)

 

سيد تبر تبارك‌الله

(كارشناس دين و مذهب و ارتباط حوزه و دانشگاه)

 

برزو تبرزيان

(كارشناس اقليت‌هاى دينى)

 

سيما ايستاده

(تبرنگار آزاده)

 

سيروس ابدى

(عضو برجسته‌ى سرويس ادبى)